سديد الدين محمد عوفى
464
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بيت نيست اندر قدح فلاح و فلح * دشمنانند دوستان قدح « 1 » عتيقى « 2 » مىگويد : روزى « 3 » به نزديك او درآمدم و او را يافتم « 4 » كه قدرى پنبهء « 5 » كهنه بر زبر خود « 6 » پوشيده و قدرى در زير خود انداخته « 7 » و او در ميان آن « 8 » خفته « 9 » . چون او را بدان حال « 10 » بديدم گفتم : كه « 11 » كار تو بدين حد رسيده است « 12 » ؟ گفت : بلى . گفتم : هيچ حاجت « 13 » دارى ؟ گفت « 14 » : حاجتم آنست تا « 15 » مرا جامهاى به « 16 » عاريت دهى تا يك بار ديگر به « 17 » خانهء آن « 18 » مغنيه « 19 » روم كه بر وى عاشق بودم « 20 » و تمامت اموال خود « 21 » با وى خوردهام « 22 » ، تا مگر يك بار ديگر ديده « 23 » به جمال او روشن گردانم . اين بگفت « 24 » و بر حالت خود بسيار « 25 » بگريست « 26 » . من دستى جامه بياوردم و در وى پوشيدم « 27 » و او را به حمام بردم ،
--> ( 1 ) - متن و مپ 2 و بنياد اين بيت را ندارد ( 2 ) - در سه نسخه : عسقى ، مج : عنفسى در حاشيه اصلاح كرده و عتيقى نوشته است ( 3 ) - متن و مپ 2 - روزى ، بنياد : من ( 4 ) - مپ 2 : ديدم ( 5 ) - مپ 2 - پنبه ( 6 ) - مج : در زير ( 7 ) - مج - و قدرى در زير خود انداخته ( 8 ) - متن : او ( 9 ) - مپ 2 - و او در ميان آن خفته ( 10 ) - مپ 2 - بدان حال ( 11 ) - مپ 2 - كه ( 12 ) - مج : رسيد ( 13 ) - مج حاجتى ( 14 ) - مج + دارم گفتم آن چيست گفت ( 15 ) - مج : كه ( 16 ) - مج - به ( 17 ) - مج : در ( 18 ) - مپ 2 - آن ( 19 ) - مپ 2 : - به مغنينهاى ( 20 ) - مج : بودهام ( 21 ) - مپ : مال را ( 22 ) - مج : خورده + بروم ، بنياد + و ضايع كردهام ( 23 ) - مج : ديده را يكبارگى ( 24 ) - مج - اين بگفت ( 25 ) - مپ 2 - بسيار ( 26 ) - مپ 2 : مىگريست ( 27 ) - مج : پوشانيدم